الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

271

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )

موضوعات ناشى از زمان و مكان است و يا از اشخاص ، بنابراين هيچ‌گاه حكم تغيير نمىكند و دين خداوند در هر زمان و مكان يكى است و هرگز سنّت الهى دگرگون نمىشود » . « 1 » محقّق اردبيلى از صريح‌ترين و باسابقه‌ترين فقها در اين زمينه است . وى مىگويد : « و لا يمكن القول بكليّة شىء بل تختلف الأحكام باعتبار الخصوصيّات و الأحوال و الأزمان و الأمكنة و الأشخاص و هو ظاهر ، و باستخراج هذه الاختلافات و الانطباق على الجزئيّات المأخوذة من الشرع الشريف امتاز أهل العلم و الفقهاء ؛ نمىتوان به ثابت بودن و كليّت چيزى حكم داد ، بلكه احكام به اعتبار خصوصيات و احوال و زمانها و مكانها و اشخاص مختلف است و اين مسأله روشن است و با استخراج و در نظر گرفتن اين خصوصيّات و اختلافات و انطباق بر جزئيات مأخوذه از شرع اسلام ، اهميّت اهل علم و فقها نمايان مىگردد » . « 2 » اهميّت و توجّه به مقولهء زمان و مكان تا آنجا ضرورى تلقى مىشود كه فقيه معروف صاحب كتاب جواهر الكلام در بحث مكيل و موزون با قاطعيّت تمام اين توهّم را كه در متن شرعى ، عرفِ زمانِ خاصّى ( مثل زمان پيامبر صلى الله عليه و آله ) مورد ملاحظه قرار گرفته ، مورد نقد قرار داده و مىفرمايد : « و دعوى الإجماع هنا على كون المدار على زمان النبىّ صلى الله عليه و آله على الوجه الّذي عرفته ، غريبة فإنّى لم أجد ذلك في كلام أحد من الأساطين فضلًا عن أن يكون اجماعاً ؛ و ادّعاى اجماع در مقام كه ملاك ( مكيل و موزون ) همان چيزى است كه در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله بوده ، بسيار بعيد است و من چنين مطلبى را در كلام هيچ يك از بزرگان نيافتم چه رسد به اينكه امرى اجماعى باشد » . « 3 » اساساً اين فقيه نامدار در موارد بسيارى شرايط زمانى و مكانى را ناشى از اختلاف در عادات و رسوم دانسته و ملاحظه زمان و مكان را امرى اجتناب‌ناپذير مىشمرد . به طور مثال در مسألهء « حِداد » كه در اصطلاح عبارت است از تزيين زنِ شوهر مرده به لباس و وسائل زينتى - كه اتّفاقاً معركهء انظار فقها نيز هست - مىفرمايد : « و لا يخفى عليك أنّه تطويل بلا طائل ضرورة كون المدار على ما عرفت و هو مختلفٌ باختلاف الأزمنة و الأمكنة و الأحوال و لا ضابطة للزينة و التزيّن و ما يتزيّن به إلّا العرف و العادة الّتي يندرج فيها الهيئات و غيرها ؛ مخفى نماند كه توضيح بيشتر براى اين بحث بىفايده و غير لازم است ، زيرا ملاك بر آن مبنايى است كه دانستى و آن بواسطهء زمان‌ها و مكان‌ها و حالات ، مختلف است و ضابطه‌اى براى زينت و اسباب تزيين نيست مگر عرف و عادات و رسوم » . « 4 » در ميان معاصران ، مقولهء زمان و مكان جايگاه ويژهء خود را پيدا كرده و با عنايتى كه فقهاى معاصر به آن داشته‌اند به تدريج زمان و مكان موقعيّتى ويژه در لابه‌لاى بحثهاى علمى براى خود پيدا نموده است .

--> ( 1 ) . تحرير المجلّة ، ج 1 ، ص 34 . ( 2 ) . مجمع الفائدة و البرهان ، ج 3 ، ص 436 . ( 3 ) . جواهر الكلام ، ج 22 ، ص 427 . ( 4 ) . همان مدرك ، ج 32 ، ص 280 .